۱۸
فروردین
خواب
لبخند تو میزبان خوبی برای رویاهای صادقانه من شده اند …
این روزها به امید دیدن خواب تو می خوابم … شاید خدا خودش دست به اقدام بزند …
بیاید و توی خواب من دست کاری کند … شاید معجزه شد و لااقل توی خواب دوستم داشتی …
بی خیال … این روزها دیگر از دست خدا هم کاری ساخته نیست … می روم بخوابم …
This entry was posted
on یکشنبه, فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۷ ب.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
Leave a reply