۱۹
فروردین

تخم

   Posted by: امید   in روزنوشت

امروز تخم گلهایم را به خدا دادم تا در بهشتش بکارد … کی میداند ؟ شاید به درد خورد …

شاید توانست پروانه ای را جذب کند … در تعجب همگان … هزاران فرشته حاظر خواهند شد …

و در چشمان من خواهند گریست … آخر پیش رویشان … خدا پروانه هایم را سلاخی کرده …

با بهترین آرزوها … برای تو شاید … نه … نه … من نمی خندم … من فقط لبخند می زنم …

Tags: , ,

This entry was posted on دوشنبه, فروردین ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۲ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment