۲۱
فروردین
صبحانه
از خواب می پرم … صفحه گوشی را نگاه می کنم … هیچ چیز جدیدی نیست …
یاد خواب مذخرف دیشب می افتم … کمی طول می کشد عادت کنم …
کمی طول می کشد یادم بیایید … کمی طول می کشد بفهمم کجا دارم زندگی می کنم …
اینجا … هیچ وقت … هیچ کسی … روی من حسابی باز نکرده بوده …
پ ن : از این خمیازه ها می ترسم …
Tags: خميازه, كابوس, كلانتري 114
This entry was posted
on چهارشنبه, فروردین ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۹ ق.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
4 comments so far
Leave a reply