Archive for خرداد ۱۸م, ۱۳۸۷

۱۸
خرداد

آخرش

   Posted by: امید   in روزنوشت

به آخر این پیاده رو هم که رسیدی … نگران نباش …

بالاخره یک احمقی هست که سلام مرا به او برسانی …

یادت باشد حتما بگویی مرده …

۱۸
خرداد

خدا

   Posted by: امید   in روزنوشت

امروز با خدا گلاویز هم شدم …

آخر از کاریکاتوری که دیشب ازش کشیده بودم شاکی شده بود …

داشت مشروب می خورد و با فرشته ها و شیطان مشورت می کرد …

فکر کنم دیگر دارد به آخر خط می رسد … زود رنج شده این روزها …

پ ن : دوست داشتم حرف مطرود در مورد وبلاگشتان رو تکمیل کنم ، ولی کامل  گفته بود