Archive for خرداد ۲۷م, ۱۳۸۷

۲۷
خرداد

بی حس

   Posted by: امید   in روزنوشت

چرندیات خودمم دیگه داره باورم میشه …

دیگه باید کار خدا رو یکسره کنم …

ساعت یازده … پل آزادگان … رعدوبرق

پاهام از لبه پل آویزون … خیره به جمعیت بی کار

بدون هیچ حسی …

۲۷
خرداد

توهم

   Posted by: امید   in روزنوشت

سوکت تلفن که روی زمین افتاده …

پس چرا باز این لعنتی داره زنگ می زنه ؟