۲۷
خرداد

بی حس

   Posted by: امید   in روزنوشت

چرندیات خودمم دیگه داره باورم میشه …

دیگه باید کار خدا رو یکسره کنم …

ساعت یازده … پل آزادگان … رعدوبرق

پاهام از لبه پل آویزون … خیره به جمعیت بی کار

بدون هیچ حسی …

Tags: , ,

This entry was posted on دوشنبه, خرداد ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۳ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 comments so far

پیر پسر
 1 

سلام عزیز
این خودکشی رو منم هستم البته بعد از ازدواج

خرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۲ ب.ظ
 2 

زد زیاد…

تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۱ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment