۲۶
خرداد
…
آره لعنتی …
اگر این زندگی مذخرف پا بده …
خیانت رو به نگاه هم میشه روزمرگی کرد …
حالا هر چقدر هم تکراری …
سوکت تلفن که روی زمین افتاده …
پس چرا باز این لعنتی داره زنگ می زنه ؟
آره لعنتی …
اگر این زندگی مذخرف پا بده …
خیانت رو به نگاه هم میشه روزمرگی کرد …
حالا هر چقدر هم تکراری …
بام کرج … نیمه شب …
دوستانی که دستی هم به سازهایشان داشتند …
دودهایی که بالا می رفت و نابود هم می شود …
کلی اشک هم رفت …
جای تک تکتان خالی بود …
وقتی خدا از مسخره بازی جدیدش خسته شد …
سیب رو بهونه کرد و فرستادشون بیرون …
آدم و حوا از خیلی پیش تر ها سیب می خوردند …
هیچ کس هیچ وقت سیب ها رو نشمرد …
پ ن : از آرشیو . به بهانه پست دخترک