Archive for خرداد, ۱۳۸۷

۲۷
خرداد

توهم

   Posted by: امید   in روزنوشت

سوکت تلفن که روی زمین افتاده …

پس چرا باز این لعنتی داره زنگ می زنه ؟

۲۶
خرداد

   Posted by: امید   in اپيزود, روزنوشت

آره لعنتی …

اگر این زندگی مذخرف پا بده …

خیانت رو به نگاه هم میشه روزمرگی کرد …

حالا هر چقدر هم تکراری …

۲۵
خرداد

بام

   Posted by: امید   in روزنوشت

بام کرج … نیمه شب …

دوستانی که دستی هم به سازهایشان داشتند …

دودهایی که بالا می رفت و نابود هم می شود …

کلی اشک هم رفت …

جای تک تکتان خالی بود …

۲۵
خرداد

مسخره بازی

   Posted by: امید   in اپيزود, روزنوشت

وقتی خدا از مسخره بازی جدیدش خسته شد …
سیب رو بهونه کرد و فرستادشون بیرون …
آدم و حوا از خیلی پیش تر ها سیب می خوردند …
هیچ کس هیچ وقت سیب ها رو نشمرد …

پ ن : از آرشیو . به بهانه پست دخترک