Archive for تیر ۲م, ۱۳۸۷
۲
تیر
شهریار
بالای پله های بام کرج دیگه داره خاطره ساز میشه …
امشب با پسری که جای برادر نداشتمه … اون بالا … کلی اشک رفت …
از در و دیوار گفتیم … شنیدیم آهنگ هایی که خاطرات نحسی رو زنده می کنن …
خاطرات مزخرفی که هیچ کدوم نمی خواهیم و نمیتونیم دل بکنیم …
آخرش هم عاشق اون اشک گوشه چشمش موندم …
خیلی مرد ه … خیلی …
پ ن : دوست دارم که باشم … تو باور تو یک مرد …