۲۳
تیر
امشب
امشب زنگ زدی … زنگ زدی و من دارم می نویسم امشب …
< حذف شد >
نه یک خط بیشتر و نه یک خط کمتر …
پ ن : کسی کمی تنهایی با طعم مرگ سراغ نداره ؟
پ ن : گور بابای من … گور بابای هرچی پا نوشته …
پ ن : حرف کیوسک هم مرتبطه … دوستش دارم زیاد …
Tags: لعنت
This entry was posted
on یکشنبه, تیر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۳ ق.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
3 comments so far
Leave a reply