Archive for شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷
۳۰
شهریور
دروغ
میدونی … دروغ چیزیه که کسی باورش نکنه …
حالا من شبها با خودم به رخت خواب برم یا با یک فاحشه … چیزی از این دنیا کم هم نمیشه …
میرزا راست میگه : سکوت بعد از سلام از شرم بیکلمه موندنه … با نگاه بدرقه کردنم که شده عاتمون …
حالا اون اراجیفی که بین سلام و بدرقه میگذره … به جهنم …