خار
با این همه خار …
گل کدامین بهاری ؟
دسته از از آدما با شعر زندگی می کنند …
دسته از از آدمها هم با کتابهایشان زندگی می کنند …
دسته از از آدمها هم طبق اصول الگوریتمی زندگی می کنند …
پ ن : گور بابای دسته بندی ها …
با این همه خار …
گل کدامین بهاری ؟
وقتی آدما یک تار مو توی غذاشون می بینن :
دسته ای از آدما دیگه لب به اون غذا نمی زنن …
دسته ای از آدما تار مو رو در میارن و غذاشونو می خورن …
پ ن : نمود این قضیه توی روزمرگی آدما …
دیر زمانیست که لذت ارضاء کردن ، ارضایم می کند …
نه نفس ارضاء شدن …
پ ن : گور بابای پ ن ها …
هر بار که تاول پاهایم خشک می شود … هر بار عاشق می شوم …
و هر بار به شوق دیدارت پیاده به راه می افتم …
استاد شعر ” صد دفعه ، هر دفعه ، من زدم عربده ، گفتم تو سروری ، سر تری از همه ” چه آرایه ادبی داره ؟
استاد : آرایه مزه پراکنی !!
پ ن : حالم رو به هم می زنید …
یک وقت هایی هست که آدم فقط می خواد استراحت کنه …
الان از اون وقت هاست …
پ ن : حیف که هنوز هم بی خیال بچه بازی هات نمی شی …
پ ن : گور بابای هرچی ناراحتم می کنه …