۱۵
مهر
جنگ
در دلم همیشه جنگ است … از پایان که بپرسید ، سکوت خواهم کرد …
با این همه … لبخند که می زنم … می سوزید … بی آنکه کسی دیده باشد …
همین است که با چشمان بسته هم لبخند می زنم …
Tags: تگ؟
This entry was posted
on دوشنبه, مهر ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۷ ب.ظ .
filed under اپيزود, روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
2 comments so far
Leave a reply