بچه بازی
یک وقت هایی هست که آدم فقط می خواد استراحت کنه …
الان از اون وقت هاست …
پ ن : حیف که هنوز هم بی خیال بچه بازی هات نمی شی …
پ ن : گور بابای هرچی ناراحتم می کنه …
استاد شعر ” صد دفعه ، هر دفعه ، من زدم عربده ، گفتم تو سروری ، سر تری از همه ” چه آرایه ادبی داره ؟
استاد : آرایه مزه پراکنی !!
پ ن : حالم رو به هم می زنید …
یک وقت هایی هست که آدم فقط می خواد استراحت کنه …
الان از اون وقت هاست …
پ ن : حیف که هنوز هم بی خیال بچه بازی هات نمی شی …
پ ن : گور بابای هرچی ناراحتم می کنه …
میشه با چشم تو رنگ ها رو شناخت …
میشه تو چشمای تو قدیمی ها رو تازه کرد …
میشه فریاد زد و رفت تا ته درد …
در دلم همیشه جنگ است … از پایان که بپرسید ، سکوت خواهم کرد …
با این همه … لبخند که می زنم … می سوزید … بی آنکه کسی دیده باشد …
همین است که با چشمان بسته هم لبخند می زنم …
درست مثل سر و ته کشیدن سیگار …
داغی اش برای من … دودش برای چشمان تو عزیزم …
پ ن : عجیب روزگار خوبی دارم …