Archive for مهر, ۱۳۸۷

۲۱
مهر

تاول

   Posted by: امید   in اپيزود, روزنوشت

هر بار که تاول پاهایم خشک می شود … هر بار عاشق می شوم …

و هر بار به شوق دیدارت پیاده به راه می افتم …

۱۹
مهر

کلاس ۳۰۲ – ادبیات

   Posted by: امید   in روزنوشت

استاد شعر ” صد دفعه ، هر دفعه ، من زدم عربده ، گفتم تو سروری ، سر تری از همه ” چه آرایه ادبی داره ؟

استاد : آرایه مزه پراکنی !!

پ ن : حالم رو به هم می زنید …

۱۸
مهر

بچه بازی

   Posted by: امید   in روزنوشت

یک وقت هایی هست که آدم فقط می خواد استراحت کنه …

الان از اون وقت هاست …

پ ن : حیف که هنوز هم بی خیال بچه بازی هات نمی شی …

پ ن : گور بابای هرچی ناراحتم می کنه …

۱۶
مهر

چشم

   Posted by: امید   in اپيزود, روزنوشت

میشه با چشم تو رنگ ها رو شناخت …

میشه تو چشمای تو قدیمی ها رو تازه کرد …

میشه فریاد زد و رفت تا ته درد …