۱۴
مهر
سیگار
درست مثل سر و ته کشیدن سیگار …
داغی اش برای من … دودش برای چشمان تو عزیزم …
پ ن : عجیب روزگار خوبی دارم …
در دلم همیشه جنگ است … از پایان که بپرسید ، سکوت خواهم کرد …
با این همه … لبخند که می زنم … می سوزید … بی آنکه کسی دیده باشد …
همین است که با چشمان بسته هم لبخند می زنم …
درست مثل سر و ته کشیدن سیگار …
داغی اش برای من … دودش برای چشمان تو عزیزم …
پ ن : عجیب روزگار خوبی دارم …
و چشمتان کور … من هنوز زنده ام …
پ ن پ : عکس از ۲ زاویه دیگه هم توی ادامه مطلب گذاشتم …
حکایت ما شده حکایت کاتولیک تر از پاپ ها …
پ ن : حالمو به هم می زنند این دوستان …