۴
آبان

مردم

   Posted by: امید   in اپيزود, روزنوشت

حرفت را بزن … تمام که شد اما … صبر نکن … خیره هم نشو …

عجله کن … که مردم از حوالی من تا کمی بعد از من عجله دارند …

مردم باش … عجله کن … روی پل عابر که رسیدی … نامه ام را بخوان …

پ ن : و خودت را پرت خواهی کرد …

This entry was posted on شنبه, آبان ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۴ ق.ظ . filed under اپيزود, روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment