Archive for آبان ۲۳م, ۱۳۸۷
۲۳
آبان
توهم …
فاحشه شهر من هر صبح که به خانه بر می گشت …
وانمود می کرد کسی دلتنگش شده … نگرانش شده که شب خانه نبوده …
خوشحال بود … می دوید تا خانه …
فاحشه شهر من هر صبح که به خانه بر می گشت …
وانمود می کرد کسی دلتنگش شده … نگرانش شده که شب خانه نبوده …
خوشحال بود … می دوید تا خانه …