۲۵
آبان
تف
شده ام تف سر بالا …
یک جایی نزدیک بینی ام …
پ ن : ندارد …
پ ن : کامنت پست قبلی اشتباها پاک شد … اگر لطف کنید و دوباره …
بعضی مواقع هست که …
خودکار به جنس کاغذ بستگی داره …
پ ن : …
شده ام تف سر بالا …
یک جایی نزدیک بینی ام …
پ ن : ندارد …
پ ن : کامنت پست قبلی اشتباها پاک شد … اگر لطف کنید و دوباره …
این زمستان که بیاید …
کسی حتی دستانش را نمی دهد تا برایش “هآ” کنم …
چه برسد به اینکه دستش را در جیبم هم بکنم …
پ ن : تنهایی هم ما را …
فاحشه شهر من هر صبح که به خانه بر می گشت …
وانمود می کرد کسی دلتنگش شده … نگرانش شده که شب خانه نبوده …
خوشحال بود … می دوید تا خانه …