۲۱
آذر
کثیف !
برگشته میگه من p.e.e / f.e.t.i.s.h دارم …
خب من باید چی بگم بهش ؟ بگم آفرین ؟
پ ن : شایدم باید بگم بیا روی من …
هوس نوشتن …
هوچو هوس فاحشه های عاشق پیشه …
شاید هم باید پشت کرد به قلم و کاغذ و به همین دکمه ها اکتفا کرد …
پ ن : ندارد …
برگشته میگه من p.e.e / f.e.t.i.s.h دارم …
خب من باید چی بگم بهش ؟ بگم آفرین ؟
پ ن : شایدم باید بگم بیا روی من …
مرا دیوانه می خواهی … ز خود بیگانه می خواهی …
مرا دلباخته چون مجنون … ز من افسانه می خواهی …
بکش دل را … شهامت کن … مرا از غصه راحت کن …
شدم انگشت نمای خلق … مرا تو درس عبرت کن …
پ ن : از آهنگ سلام ، ستار .
پ ن : پیرو اون قضیه قبل ، چون روم نمیشه برم دانشگاه ، احتمالا این ترم رو حذف می کنم …
پیرو اون قضیه قبلی …
مامانم برگشته میگه شدی شبیه سربازای نازی …
خواهر گرامی هم که یک بند میخنده …
پ ن : هم اکنون به دلگرمی شما نیازمندم …