من درخت
توی کفشم آب میریزم ، انگشتانم که جوانه زد ، خودم را می کارم …
و تو تنها برای میوه ام ، پی من خواهی آمد …
خواهی آمد تا سهم خود را از من بگیری …
پ ن : شماها یک مشت خودخواهید …
از نتایج عنوان نشده در مباحث پیرو انقلاب اسلامی ایران ، می توان به سرکار گذاشتن یک دانشگاه با یک درس ۲ واحدی انقلاب اسلامی اشاره کرد … وی همچنین فساد و بالا رفتن سن ازدواج را به مسائل دیگر بی ربط خواند و برای بخت گشایی دختر ترشیده نذر کرد …
پ ن : حله چشاته …
پ ن : شایدم یک حرکت وبلاگی برای این خانم دالتون راه افتاد …
توی کفشم آب میریزم ، انگشتانم که جوانه زد ، خودم را می کارم …
و تو تنها برای میوه ام ، پی من خواهی آمد …
خواهی آمد تا سهم خود را از من بگیری …
پ ن : شماها یک مشت خودخواهید …
الان از آن وقت هاست که دلمان همینجوری هوس خودمان را کرده و دیوانه بازی هایمان را …
دلمان پیاده رو می خواهد با یکی از آن آدامس هایی که اولش مزه لیمو دارد و آخرش مزه سیب …
البته نا گفته نماند که دلمان کمی هم بغل می خواهد … حالا اگر شد و کسی نبود … یک بوسه هم می شود حسن ختام ما …
جایش هم خیلی فرقی نمی کند … حالا اگر تختی بود و قلیانی که نمی کشم ، دیگر چیزی از خوشی ها کم نداشتم …
پ ن : دلمان کمی نوازش می خواهد ، بی ریا لطفا …
به یک دختر جوان جهت بازی کردن با احساساتم نیازمندم .
پ ن : هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم ها …
من این چنین خاک آلود
از تدفین رفتنت* آمده ام …
پ ن : ۴ تا رفت ، ۵ آمد …
* : یعنی پست بزاری ، ۲ ساعت بعد توی گودر بفهمی “رفتنت” را نوشته ای “فرتنت” …