۲
دی
پیری
“منشی ها ، سه شورت ابریشمی که اثر بوسه هایشان بر آنها مهر شده بود و نوشته ای که آمادگی خود را برای پایین کشیدن آن اعلام کرده بودند هدیه کردند . یادم افتاد که یکی از قشنگی های پیری اغواگری های دوستان جوانی است که فکر می کنند ما خارج از سرویسیم … ”
پ ن : این یعنی آره …
پ ن : از کتاب روسپیان سودا زده ، نوشته مارکز .
This entry was posted
on دوشنبه, دی ۲م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۹ ب.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
Leave a reply