۲۷
دی

همینجوری

   Posted by: امید   in روزنوشت

الان از آن وقت هاست که دلمان همینجوری هوس خودمان را کرده و دیوانه بازی هایمان را …

دلمان پیاده رو می خواهد با یکی از آن آدامس هایی که اولش مزه لیمو دارد و آخرش مزه سیب …

البته نا گفته نماند که دلمان کمی هم بغل می خواهد … حالا اگر شد و کسی نبود … یک بوسه هم می شود حسن ختام ما …

جایش هم خیلی فرقی نمی کند … حالا اگر تختی بود و قلیانی که نمی کشم ، دیگر چیزی از خوشی ها کم نداشتم …

پ ن : دلمان کمی نوازش می خواهد ، بی ریا لطفا …

This entry was posted on جمعه, دی ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۴ ق.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One comment

 1 

poste ghabli manzoret inke faghat dokhtara ba ehsasate pesara bazi mikonand ?
naziiiiiiiiii az noe biria

دی ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۲ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment