۲۸
بهمن
…
امروز دوباره خوردم زمین ، پای چپم کبود شد …
و من به جای اینکه بلند شم و خودمو جمعوجور کنم ، داشتم به مسخره گی دنیا می خندیدم …
پ ن : خفه …
This entry was posted
on دوشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۱ ق.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
2 comments so far
Leave a reply