Archive for بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷

۳۰
بهمن

تو ۲

   Posted by: امید   in روزنوشت

واقعا تو بودی ؟ همون آدمی که نمی خواست ناراحتم کنه ؟

همونی که همیشه بلوف می زد که یادش نرفته … ومنم همیشه باور می کردم …

پ ن : دلمان تنگ شده برای خودمان …