سارق احساسات
” سارقو و سارقات ، یقطع ایدیهم ”
احتمالا باید دستت را از زندگی ام ببرم …
پ ن : گه …
این از اضافات احساسات منه که داره سر ریز می کنه ؟
شاید هم باید گند زد به تفکرات خوشبینانه و بقیه روز رو با شکلات های تلخ سپری کرد …
پ ن : دست چپم رسما دیگه تکون نمیخوره …
” سارقو و سارقات ، یقطع ایدیهم ”
احتمالا باید دستت را از زندگی ام ببرم …
پ ن : گه …
” همیشه باید در خوف و رجا نگاه داشت … ”
پ ن : مثلث من ، قهوه تلخ ، شکلات تلخ ، تنها راه چاره این روزهایم شده …
میگن آقای مصباح طرفدار این قضیه بوده و می گفته که انسان عقل ناقصی داره و نیازمند به خدا هستش برای ادامه حیات .
و البته اقای بهشتی هم این قضیه رو رد می کنه و سوالی مطرح می کنه :
” آیا شما با این عقل ناقص خود ، چنین گذاره ای را مطرح می کنید ؟ ”
و به بیان دیگه ای ، بزرگی گفته که این جهان ، جهان شک ئ تردید است و در آن یقین نیست .
و سوال شده که : ” شما به این گذاره یقین دارید ؟ ”
و به بیان دیگه ، من می گویم که دروغ گویم . هستم ؟
پ ن : بازم تو بردی عزیزم …
بعضی وقت ها هست که آدم کلی می نویسد ، و آخر سر هم می زند و پستش را حذف می کند …
الان درست آز آن وقت هاست …
پ ن : پستی که حذف شد ، مثل پست های ۴ ، ۵ سال پیشم بود …