۲۴
فروردین

همخوابه

   Posted by: امید   in روزنوشت

امشب دوباره می خواست همخوابه ام باشد … ماه را می گویم …

دوباره آمده بود ، درست پشت پنجره ام ، که از لای این حفاط های آهنی رد شود …

من اما ، تنها تشکر کردم … به خاطر نبودنش …

پ ن : تا تمامی من را رفت …

This entry was posted on دوشنبه, فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۰ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment