Archive for فروردین ۳۰م, ۱۳۸۸

۳۰
فروردین

سارق احساسات

   Posted by: امید   in روزنوشت

” سارقو و سارقات ، یقطع ایدیهم ”

احتمالا باید دستت را از زندگی ام ببرم …

پ ن : گه …