Archive for فروردین, ۱۳۸۸

۲۷
فروردین

گند

   Posted by: امید   in روزنوشت

بعضی وقت ها هست که آدم کلی می نویسد ، و آخر سر هم می زند و پستش را حذف می کند …

الان درست آز آن وقت هاست …

پ ن : پستی که حذف شد ، مثل پست های ۴ ، ۵ سال پیشم بود …

۲۶
فروردین

توهم

   Posted by: امید   in روزنوشت

این آکواریوم کوچکتر از آنیست که تحمل دو تا پک دیگر را داشته باشد …

شاید باید همینجا تمام میشد … درست جایی که دلتنگیهایمان سبب شد …

اینجا دیگر جای کافی برای شنا کردن ندارد … اینجا دیگر حتی آکواریوم هم نیست …

پ ن : این حافظ هم موجودیست ها …

۲۵
فروردین

خداگونه

   Posted by: امید   in روزنوشت

به گمانم خدا هم مست تماشای چشمان وحشی ات شده باشد …

که این چنین ، زمستان و بهار را در هم می آمیزد …

پ ن : ندارد عزیزم … ندارد …

۲۴
فروردین

همخوابه

   Posted by: امید   in روزنوشت

امشب دوباره می خواست همخوابه ام باشد … ماه را می گویم …

دوباره آمده بود ، درست پشت پنجره ام ، که از لای این حفاط های آهنی رد شود …

من اما ، تنها تشکر کردم … به خاطر نبودنش …

پ ن : تا تمامی من را رفت …