۲۲
اردیبهشت

احمق …

   Posted by: امید   in روزنوشت

یعنی نصفه شب ، وسط خوابت تشنه بشی بعد پاشی با چشمای بسته بری آب بخوری که یک وقت از خوابت کم نشه ، بعد با چشمای بسته لیوان رو هم پر کنی ، بعد درست قبل از اینکه برسونیش به دهنت برگردونیش و سر تا پات خیس شه ، بعد خواب از سرت بپره و بلند بلند به این کار خودت بخندی ، بعدش هم بیای پای کامپیوتر و بنویسیش ، خب احمقی دیگه …

پ ن : هر هر هر ….

This entry was posted on سه شنبه, اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۳ ق.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

3 comments so far

 1 

ای ول بابا چی بگم شما حقه مطلبو ادا کردید

بعدم درباره کامنتت
فکر کنم تو خواب پاشدی واسه اینکه خوابت نپره چشم بسته یه کامنتی گذاشتی بیشتر و بهتراز این برداشت نمیشه از کامنتت

اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۳ ق.ظ
 2 

لفظ حماقت جالب نیست. دیوونگی قشنگ تره
و البته جالب :)

اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۵ ب.ظ
 3 

آیا می خواهید بزرگترین حماقت عمرتان را بکنید؟
پس به وبلاگ من بیایید!!!!!!!!!!!

خرداد ۹م, ۱۳۸۹ at ۳:۰۹ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment