Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۸

۲۵
اردیبهشت

ارکان من

   Posted by: امید   in روزنوشت

تو از خون ، سودا ، صفرا و بلغم هستی …

من تماما تو هستم … سودای تو …

پ ن : عزیزم …

۲۴
اردیبهشت

خیال

   Posted by: امید   in روزنوشت

من حتی خیال تو را هم ، به خودت پس نمی دهم …

پ ن : خیال

۲۳
اردیبهشت

بی راهه

   Posted by: امید   in روزنوشت

چرا همه دم از عاشقی می زنند ؟ …

کدام معشوقه ؟ …

پ ن : مطرود

۲۲
اردیبهشت

احمق …

   Posted by: امید   in روزنوشت

یعنی نصفه شب ، وسط خوابت تشنه بشی بعد پاشی با چشمای بسته بری آب بخوری که یک وقت از خوابت کم نشه ، بعد با چشمای بسته لیوان رو هم پر کنی ، بعد درست قبل از اینکه برسونیش به دهنت برگردونیش و سر تا پات خیس شه ، بعد خواب از سرت بپره و بلند بلند به این کار خودت بخندی ، بعدش هم بیای پای کامپیوتر و بنویسیش ، خب احمقی دیگه …

پ ن : هر هر هر ….

۲۱
اردیبهشت

مسخره

   Posted by: امید   in روزنوشت

شیطونه میگه درشو تخته کنم ، جاش یک وبسایت مستهجن راه بندازم که چند وقت بعدم اینجا که بیایید صفحه گرداب رو ببینید و عکس من رو به عنوان مفسد فی العرض …

پ ن : صدای خنده حاظرین …