Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۸

۲۲
اردیبهشت

احمق …

   Posted by: امید   in روزنوشت

یعنی نصفه شب ، وسط خوابت تشنه بشی بعد پاشی با چشمای بسته بری آب بخوری که یک وقت از خوابت کم نشه ، بعد با چشمای بسته لیوان رو هم پر کنی ، بعد درست قبل از اینکه برسونیش به دهنت برگردونیش و سر تا پات خیس شه ، بعد خواب از سرت بپره و بلند بلند به این کار خودت بخندی ، بعدش هم بیای پای کامپیوتر و بنویسیش ، خب احمقی دیگه …

پ ن : هر هر هر ….

۲۱
اردیبهشت

مسخره

   Posted by: امید   in روزنوشت

شیطونه میگه درشو تخته کنم ، جاش یک وبسایت مستهجن راه بندازم که چند وقت بعدم اینجا که بیایید صفحه گرداب رو ببینید و عکس من رو به عنوان مفسد فی العرض …

پ ن : صدای خنده حاظرین …

۱۹
اردیبهشت

بی اینترنتی

   Posted by: امید   in روزنوشت

امید جان ، شما که میری با بچه های گل و با صفای برزیل و امریکا و اینا میشینی آنلاین بازی می کنی و کلی خوشحالی ، باید به اینجاش هم فکر می کردی که پهنای باندت تموم شه و بیای مثل الان گریه زاری کنی …

پ ن : مسخره …

۱۷
اردیبهشت

تهوع

   Posted by: امید   in روزنوشت

این پسرایی که موقع حرف زدن با دختر ها صداشون رو نازک می کنن …

پ ن : گه …