Archive for خرداد, ۱۳۸۸

۲۵
خرداد

درد تلخ

   Posted by: امید   in روزنوشت

این باتوم ها که بر سر و صورت و تنم نشست امروز ، بیش از آنکه درد داشته باشد ، تلخ بود …

و این گاز ها ، بیش از آنکه چشمهایم را بسوزاند ، دلم را سوزاند …

می ترسم از فردایی که امروزش این است …

پ ن : اگر فردا روزی ندیدینمان ، حلالمان کنید …

۲۴
خرداد

می ترسم

   Posted by: امید   in روزنوشت

من تنها ناراحتم و می ترسم …

نه از این ۴ سال پیش رو … که از این چیزی که دارد اتفاق می افتد …

ورود به عصر جدید حکومت الهی مبارک …

پ ن : ۳۵ درجه

پ ن : ندارد عزیزم …

۲۳
خرداد

تهوع

   Posted by: امید   in روزنوشت

لااقل کمی منطقی تر …

گویا ما هنوز نشناختیمشان …

پ ن : ندارد عزیزم … ندارد …

۲۲
خرداد

بی خواب

   Posted by: امید   in روزنوشت

امشب را نخواهم خوابید ، البته ربطی به انتخابات هم نخواهد داشت …

پ ن : من ناراحت نیستم … عزیزم …