۶
مرداد
اتاق خواب
میدانید ، کلا داستان ها و ماجرا های مربوط به اتاق خواب برای این مردمان جذاب است … اما برای ما … اینکه روتختی ها را ما مرتب کنیم و کسان دیگری با شما آنها را به هم بزنند … میدانید که … یک جورایی حس مزخرفیست خب … که ما بیاییم و نا مرتبی هایتان را مرتب کنیم …
شاید هم داستان ما جور دیگری باشد … که شما روتختی ها را عوض کنید چون هنوز هم بوی تن ما را دارد … و روتختی های جدید را هم مرتب نکنید که دوست دارند خودشان بیایند و نامرتبیشان را مرتب کنند … پس ما هم می پریم روی تخت تا نامرتبیشان را نا مرتب کنیم و آنها مجبور شوند نا مرتبی ما را مرتب کند … اینجوری شاید دلمان خنک شود حتی …
پ ن : یادم نمی آید از کجا …
پ ن : مخاطب خاص ندارد …
This entry was posted
on سه شنبه, مرداد ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۰ ب.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
3 comments so far
Leave a reply