۲۲
مرداد

تولد دالتون

   Posted by: امید   in تصاوير, روزنوشت

dsc_0031

dsc_0028

پ ن : تولد آنی دالتون ، پارک قیطریه ، امروز بعد از ظهر …

پ ن : اینکه چرا شمع ها اشتباه بود هم سوال خوبیه …

پ ن : امروز روز خوبی بود ، کلا …

This entry was posted on پنجشنبه, مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۷ ب.ظ . filed under تصاوير, روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

12 comments so far

پرهام
 1 

سلام
با پ.ن۳ موافقم
راستی مردم از خنده با این قسمت “معرفی”
نیا…نخوان

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۹ ب.ظ
 2 

کاشکی منم میتونستم حضور داشته باشم تو جشن آنی
اینو به خودش هم گفتم
شاید سال دیگه ازین اتفاقا اگه افتاد منم بیام

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۴ ب.ظ
 3 

شمع ها چندان هم اشتباه نبود. ببین من ۳۲ سالم تموم شد اما امروز سی و دو سال و یک روزمه. پس عددی که از امسال دیگه تو زندگی من نیست سی و یکه! باور کن یک سال هم یک ساله!!

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۳ ب.ظ
rahgozar
 4 

be Ani, yeni migi to tavalode yek salegi(vaghti bache yek sal va yek roze mishe) bayad adade 0 gozasht(ya sefrta sham!)!!!!

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۶ ب.ظ
 5 

منم با این سه نقطه خیلی موافقم گاهی همین سه نقطه بار یک من جمله را بدوش می کشند

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۲ ب.ظ
 6 

بابا پسر دمت گرم … گل کاشتی با ایم معرفی که از خودت داشتی … خیلی باحاله … بخصوص اون قسمت نیا … نخون :) )

در ضمن … خوش به حالتون که تو تولد آنی بودین ….

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۷ ق.ظ
 7 

من فکر کنم یک کلاس ریاضیات مقدماتی را لازم باشه برای آنی تدارک ببینیم …
۳۲=۱۳۵۶-۱۳۸۸
و نه ۳۱

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۸ ق.ظ
 8 

سوال خوبیه کماکان!
تو چرا تو عکس نیستی؟

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۸ ب.ظ
 9 

امید جان چرا هیچ امیدی تو این عکسا نیست ؟؟؟؟

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۳ ب.ظ
 10 

عکستو می خوای بذارم؟(شکلک زبون درازی)
شوخی کردم.

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۹ ب.ظ
 11 

سلام خوبی کلا خوشحال شدم از شاناییتون از حافظ چه خبر سلام برسون

مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۱ ق.ظ
دل شکسته
 12 

من عاشق یه پسری شدم که بچه ی قیطریس….دعا کنید باهام اشتی کنه.

فروردین ۲۳م, ۱۳۹۰ at ۷:۱۵ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment