۲۷
مرداد

گمشده

   Posted by: امید   in روزنوشت

نه قهوه ، نه تاروت ، نه قرآن ، نه حافظ ، نه ابجد …

هیچ فالی نشانی از تو ندارد …

پ ن : …

This entry was posted on سه شنبه, مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۸ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

10 comments so far

 1 

شاید در فراسوی نانوشته ها باشی

مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۹ ب.ظ
 2 

man hastam!

مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۸ ب.ظ
 3 

۱- این حافظ کدوم حافظه؟(چشمک)
۲- یاد شعر خواجه امیری می افتم. تقریباً برعکسشه.

مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۳ ب.ظ
 4 

شاید در مورده قرآن کم لطفی نمودی !

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۸ ق.ظ
 5 

راستی تا یادم نرفته ، خیلی تأثیر گذار بود … به جانه خودم !

به فال عشق هم تفألی بزن ! شاید به جایی رسیدی !

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۷ ق.ظ
 6 

تو لینکات واردم کن با نام ِ > مردود
بعد خبرم کن

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۳ ق.ظ
 7 

جالبه بالاخره یک نفر تو این وب پیدا شد که فقط یرای خودش بنویسه و کاری به این نداره که کسی می خونه یا نه و فقط می نویسه بدون غم بدون یاس بدون یه دل شکسته.موفق باشی

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۸ ق.ظ
 8 

گمشده ات را در خودت بجو نه در فال

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۹ ق.ظ
سمیه
 9 

من اصراری ندارم
ممنون از جواب
بای

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۷ ب.ظ
roya7
 10 

اخرین ستاره شب صدو پنجاه ودوم هم طلوع کرد وتو خاموشی,چقدر در جاده تنهاییم فریاد کشم! چقدر رنگ صورت تورا به نگاهم بخشم!چقدر به اینه خاطراتم سنگ زنم وتو نشکنی,خاموشیت واژه های بغضم را میشکند.
با خاطرات بودنت در کنارم در حسرت نشسته ام وبا رویای بودنت,رو به خود,در خود شکسته ام

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۰ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment