۲۹
مرداد

   Posted by: امید   in روزنوشت

فراموش کرده ایم/اید/اند … بماند …

پ ن : …

This entry was posted on پنجشنبه, مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۴ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

6 comments so far

 1 

ایم اید اند
….
چون
….
اما

خیلی
….

مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۵ ق.ظ
 2 

و فراموشمان کرده اند نیز هم …

مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۵ ق.ظ
 3 

با اید مخالفم

مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۸ ق.ظ
roya7
 4 

میدانم بیهوده سلام کردم.خودت بگو با کدامین اوای وحشیانه بیدارت سازم از این خواب بیهنگام؟قرارمان هر غروب ساعت ۷٫انصاف نیست که من با شبنم اشکی به دیدارت بیایم و تو بی انکه گل لبخندی بر لبانم نشانی مرا روانه خانه بهت سازی .راستی میدانی با که همسایه ای؟با پدر .برای همین بیقرار بودی؟!دیگر کابوس صدایم کن که در پی یافتن یادگاریهایت رویا را گم کرده ام…نگو که سر گردانی دستهایم را ندیدی…در ان ثانیه بیقراری خوب خوب نشانشان دادم.دیدی چه تهی شده اند!تهی از یک بودن تو,,تهی از عطر یک تار موی تو…دست خاطراتت را از روی بغضم بردار که اینبار دیگر سرگردانی را شیون نمیکنم,مادر را هجی نمیکنم,درد را فریاد نمیکنم,اخر تو چه میدانی !اشک هم از من رنجیده.من تورا تنها میگذارم,تو فقط کابوسهایم را رنگی دیگر بزن,باشد؟!!میبینی؟حال رویای دلنشینم

مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۳ ق.ظ
 5 

…..

مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۴ ب.ظ
 6 

جمعا

مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۱ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment