
پ ن : به زبان ساده اش می شوم این …
پ ن : عزیزم …
کابوست که بشود حرف زدن های شبانه با من کنار موسیقی پس زمینه …
چاره ی دیگری برایم باقی نمی گذاری …
مجبورم این عزیزم ها را به هر سو پرتاب کنم …
تا آخرش همین سه نقطه ها برایم باقی بماند …
پ ن : شاید تو باشی … شاید من … شاید هم …
پ ن : دو نقطه پرانتز های گند …
پ ن : عزیزم …
د ن : دلخوشم … همین …
پ ن : …
هر بار که صدای قطره های باران می آید این روزها …
به سمت گوشی تلفن خیز بر می دارم …
اما زود به یاد می آورم که کسی را ندارم که زنگ بزنم …
می روم زیر باران … شاید دوباره یادم برود …
پ ن : حتما نباید واقعیت داشته باشه …
پ ن : …

پ ن : خوشبختانه … البته …
پ ن : مشکل کامنت پست قبل هم حل شد … شرمنده …
پ ن : …
رستگاری …
امروز ، ساعت ۶ عصر ، زیر آن باران …
هر قطره اش تو را به سر من میکوبید … عزیزم …
پ ن : همینجوری … دلمان گرفت …
پ ن : ندارد عزیزم … ندارد …
گور پدر حرفهای قشنگ قشنگ …
کمی سکوت لطفا …
این هوا ، من را تنهایی دعوت کرده …
پ ن : …