Archive for شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸

۲۶
شهریور

۶ عصر

   Posted by: امید   in روزنوشت

رستگاری …

امروز ، ساعت ۶ عصر ، زیر آن باران …

هر قطره اش تو را به سر من میکوبید … عزیزم …

پ ن : همینجوری … دلمان گرفت …

پ ن : ندارد عزیزم … ندارد …