۲۸
شهریور
عادت
هر بار که صدای قطره های باران می آید این روزها …
به سمت گوشی تلفن خیز بر می دارم …
اما زود به یاد می آورم که کسی را ندارم که زنگ بزنم …
می روم زیر باران … شاید دوباره یادم برود …
پ ن : حتما نباید واقعیت داشته باشه …
پ ن : …
This entry was posted
on شنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۰ ق.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
2 comments so far
Leave a reply