۳۰
شهریور

کابوست

   Posted by: امید   in روزنوشت

کابوست که بشود حرف زدن های شبانه با من کنار موسیقی پس زمینه …

چاره ی دیگری برایم باقی نمی گذاری …

مجبورم این عزیزم ها را به هر سو پرتاب کنم …

تا آخرش همین سه نقطه ها برایم باقی بماند …

پ ن : شاید تو باشی … شاید من … شاید هم …

پ ن : دو نقطه پرانتز های گند …

پ ن : عزیزم …

This entry was posted on دوشنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۰ ق.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One comment

 1 

بدترین لحظه برای من زمانی بود که معشوقم گفت

خداحافظ … راستی عزیزم !!!! :(

مهر ۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۳ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment