۲۴
مهر

انقلاب

   Posted by: امید   in روزنوشت

راه رفتن بین کتاب ها و سر و کله زدن با کتاب فروش ها …

آخر سر هم آن قهوه ، با چاشنی تو …

پ ن : ندارد عزیزم … ندارد …

پ ن : …

This entry was posted on جمعه, مهر ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۶ ق.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

3 comments so far

 1 

…من عاشق سه نقطه گذاشتم، در پایان جمله‌های بی پایان

مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۹ ب.ظ
 2 

گذاشتنم*

مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۲ ب.ظ
 3 

باز هم قهوه و او …

آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۱ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment