فال
درستش باید این باشد که جایی ته فنجانت داشته باشم …
نه اینکه بگذاریم ته فنجانت ، جایی میان تفاله ها …
پ ن : لذت استرس امتحان … دوباره …
پ ن : شیوا ، هنوز هم خجالت می کشی نگاهم کنی ؟ …
پ ن : …
آرامش من و شیطنت تو …
گرمایت ، میان سرمای نگاهشان …
پ ن : شام سه نفره مان خیلی خوش گذشت ، برای ثبت در خاطرات …
پ ن : …
درستش باید این باشد که جایی ته فنجانت داشته باشم …
نه اینکه بگذاریم ته فنجانت ، جایی میان تفاله ها …
پ ن : لذت استرس امتحان … دوباره …
پ ن : شیوا ، هنوز هم خجالت می کشی نگاهم کنی ؟ …
پ ن : …
به خودم تبریک می گویم …
تو را …
پ ن : …
تو یادت می رود …
تا حافظه ات را توجیه کنی …
عزیزم …
پ ن : …
برای خواب خوش امشبم …
تنها کمی از تو دورم ، عزیزم …
پ ن : شاید هم دارد …
پ ن : …
مثل قدیم نیست که فکرم را مشغول کند …
می گذارم همانجوری که هست پیش رود …
اینجوری لذت تصاحبش هم بیشتر است …
پ ن : : ) …
پ ن : …