۱۱
اسفند

بوی تنت

   Posted by: امید   in روزنوشت

بوی عید را نمی شنوم …

از بس که بوی تو را در سر دارم …

پ ن : نداری عزیزم … نداری …

پ ن : …

This entry was posted on سه شنبه, اسفند ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۱ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One comment

 1 

ما در آروزی مست شدن با نگاهیم و تو بویش را در سر داری …
خوشبخت باش به همین
ولی خب آدمی حریص است
منم از همه بدترم تو این رقابت حرص !

اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۱ ق.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment