۲۶
فروردین

ماشه

   Posted by: امید   in روزنوشت

قبلتر ها ، زمانی بود که دوست داشتم “رولت روسی” بازی کنم …

همان بازی معروفی که یک گلوله را در اسلحه می گذارند و می چرخانند و شلیک می کنند …

که هر روز صبح ، وقتی هنوز از تخت بیرون نیامده باشم ، شانسم را برای زندگی دوباره امتحان کنم …

الان اما ، دوست دارم هر روز صبح ، قبل از بیرون آمدن از تختم ، “تو” ، “باشی” …

پ ن : ندارد عزیزم … ندارد …

This entry was posted on پنجشنبه, فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۶ ب.ظ . filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One comment

 1 

nemidoonam chera ama kheili chasbid…

فروردین ۲۷م, ۱۳۸۹ at ۶:۴۰ ب.ظ

Leave a reply

Name
Mail (will not be published)
URI
Comment