۷
شهریور
قصه
بیاید برایتان از قصه های دست ساز خودم بگویم …
از شیرینی که رفت و فرهادی که بی خیال بیستون شد … که زیر لب گفت ارزش نداشت …
از ماهی بد قواره ای که پکی به سیگارش زد و پوزخندی به کلاغ قصه ای که خانه به دوش بود …
پ ن : …
This entry was posted
on یکشنبه, شهریور ۷م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۰ ق.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
2 comments so far
Leave a reply