Archive for بهمن, ۱۳۸۹

۲۹
بهمن

بهشتی که اینجا نیست

   Posted by: امید   in روزنوشت

حوا ، این سیب را هم بچین …

از اینجا هم که بیرونمان کنند …

باز هم آدم ات خواهم بود …

پ ن : مخاطب ام که تویی …

پ ن : …

۲۲
بهمن

ساده

   Posted by: امید   in روزنوشت

آدم های اطرافتان را ساده می کنید ، خودتان را هم ، معمولا در چند کلمه ساده …

آخرش هم احتمالا یک احساس سبکی مسخره ای تهش باقی می ماند …

پ ن : …

۱۶
بهمن

قصه

   Posted by: امید   in روزنوشت

بیاید یک بار دیگر این خیابان را تا تهش برویم و برگردیم …

این بار اما ، فقط می خواهم برایتان قصه بگویم …

پ ن : …

۱۲
بهمن

توهم

   Posted by: امید   in روزنوشت

هنوز هم مثل قبل همینجا نشسته ام … حتی همینجا هم می خوابم …

ولی انگار کسی متوجه نمی شود … انگار خیلی وقت است که رفته ام …

اصلا آنقدر نبوده ام که نپرس … انگار آنقدر رفته ام که اصلا نبوده ام …

پ ن : همینجوری …

پ ن : …