۲۶
آذر
امروز
آقای محترمی که صندلی جلو نشسته بودی و کل راه را گریه می کردی …
خیالت راحت باشد … کسی حواسش به تو بنود …
پ ن : بماند …
پ ن : …
This entry was posted
on شنبه, آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ at ۹:۴۵ ب.ظ .
filed under روزنوشت.
You can follow any responses to this entry through the
RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
One comment
Leave a reply