Archive for تیر ۲۰م, ۱۳۸۷
۲۰
تیر
مدفون
از ظهر تا غروب طول کشید … کل خاک را بیل زدم …
بالاخره دفنش کردم … داشت بد عادت می شد … جلو تر از من راه می رفت …
فکر کنم می خواست زودتر به تو برسد … سایه ام را می گویم … دفنش کردم …
پ ن : چرا کسی به فکر کلاغ کشتی نوح نبود ؟