Archive for مرداد ۲م, ۱۳۸۷

۲
مرداد

جادوگر

   Posted by: امید   in روزنوشت

دلم می خواهد همه شما را توی کلاه سیاه بزرگم مچاله کنم و کمی با دستهایم بازی کنم …
بعد یک دفعه یک خرگوش زشت بد بو را از کلاه خارج کنم و بگویم این شمایید …
شاید هم دلم می خواهد خودم را کلاغ هفت شکلی فرض کنم که زیر نگاه سنگین مداد … پاک می شود …
راستش را بخواهی روزی که تو مرا فتح کردی همه جا مه بود … سرد بود … و وقتی تو پرچمت را روی من گذاشتی … دیگر سر از پا نمی شناختی … از آن بالا پریدی … که مرا فتح کردی ؟
Read the rest of this entry »