نام گذاری
بابام امشب برامون اسم گذاشته …
مامانم شده پری چهر ، خواهرم شده نازگل ، منم شدم یدونه
پ ن : هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم …
کیوسک راست میگه … آدما خیلی میتونن متفاوت باشن وقتی نیستن …
وجه مشترک همه این صفحه ها رو در نظر بگیرید … وقتی آدمی ادعای رفیق بازی می کنه … وقتی آدم دیگه ای ادعای از منجلاب در آوردن کسی رو می کنه … وقتی آدم دیگه ای ادعای رو راستی و سادگی می کنه و وقتی آدم دیگه ای ادعای بزرگی و با سیاستی می کنه … و وقتی آدم های دیگه ای …
وجه مشترک همه این اپیزود ها برای من یک خند بیشتر نیست … لبخند ، نیش خند ، پوزخند …
پ ن : ببخشید اگر باور شدم …
بابام امشب برامون اسم گذاشته …
مامانم شده پری چهر ، خواهرم شده نازگل ، منم شدم یدونه
پ ن : هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم …
دوست داشته خواهم شد … بالاخره روزی …
در بهشت شاید … ولی جایش که فرقی نمی کند … می کند ؟
پ ن : و روزی خواهد رسید که فاحشه های شهر من ، شبها را آسوده می خوابند …
پ ن : همیشه پای یک زن در میان است : میشه یک مرد رو تا ۱۰۰ بار خر کرد ، من خودم شمرده ام …
من رام ام … وقتی که تازیانه از توست …
پ ن : آره لعنتی …