۲۰
شهریور
نوشتن
نوشتن برای من لااقل چیزی بیشتر از یک عادت است . این چند وقته اما حجم فعالیتم بیشتر شده و نتیجه اش هم شده انبوهی از مطالب پراکنده در ذهنم و کمی زمان برای فکر کردن و سر هم کردن جملات …
ترجیح می دهم همین وقت های کوچک را هم صرفت کنم و این جا را با همان درفت های قدیمی زنده کنم …
پ ن : …
۱۱
شهریور
۳۱
مرداد
عهد

پ ن : پادشاهی که منم …
پ ن : …
۱۷
مرداد
تلخند
شدم ام دور باطل ، این را یقین دارم . می نشینم اینجا و به چرندیات توی مانیتور نگاه می کنم ، فقط همین . حوصله ام که سر رفت تازه یاد قهوه سرد شده روی میز می افتم . باورش برای خودم هم کمی سخت است که چرا آنقدر مانده تا سرد شود …
حوصله کار کردن درست و حسابی هم ندارم ، کلی کار نصفه و نیمه و کدهای ناقص ، حواسم جمع نمی شود …
دلم ولی برای نوشتن تنگ شده بود ، دچار خود حذفی شده ام به گمانم …
پ ن : یک جایش می لنگد …
پ ن : …
